مدح و وفات حضرت ام کلثوم سلاماللهعلیها
شاعر : محمود ژولیده
نوع شعر : مدح و مرثیه
وزن شعر : فاعلاتن مفاعلن فع لن
قالب شعر : قصیده
الــســلام ای حــبــیــبــۀ داور مــیــوۀ جـــانِ آل پـیــغــمـبـر
أمَـــةُ الــلــهِ خـــانـــۀ مــــولا اُمِ کـلـثــومِ حــضـرتِ کـوثــر
مـاه بـانـوی عـتـرت و قــرآن دخــتــرِ آســـمــانــیِ حــیــدر
یــارِ دیـریـنِ دیـنِ حـق، بـانـو از ازل، یـــاورِ پـــدر مـــادر
نازنین خواهـرِ حسین و حسن ای به خواهر، فراتر از خواهر
پاسدار حریمِ عصمت و عشق حافـظِ نهـضت و قیام و ظفـر
عـابده، عـالمه، محـدثه، نور! ای دلت، مونسِ غروب و سحر
راویِ داغِ کــوچــۀ بـــاریـک ای به گـودال، زیـنـبِ دیـگـر
ای ز نزدیک، دیده ذبحِ عظیم حـنجـرِ پـاره پاره، از خـنجـر
شاهـدِ ذبـحِ شـیـرخـواره و هم اِربــاً اربـای شِـبـهِ پـیـغــمـبـر
ایکه دیدی، به قتل و غارتها شعلهها را، به چـادر و معجر
دیـدهای پـیـکــرِ شـهـیــدان را بیکفن، قطعهقطعه، هم بیسر
در اسارت، سِپر به خواهرِ خویش زیرِ کـعـبِ نِی و هجـومِ سِـپر
تازیـانه، بجای طـفـلان خورد بـارهـا بـر تـنِ تـو، پـا تـا سر
تا چهـل منـزل از اسـیـری را همسفـر بودهای، به اشکِ قمر
خـطبههایت، نجاتبخشِ زنان از نـگــاهِ حـــرامـیِ لـشــکــر
نـوحـههـایـت، جـهـادِ تـبـین و شعر و شورت، پیامِ خونِ جگر
نــازدانـه رقـیـه را سـرِ دوش بُـردهای، تا نَـیـفـتـد آن دخـتـر
آنقـدر زیرِ دست و پـای سـتـم دست و پا زد، که شد خمیده کمر
سرِ بـابا که شد، خـرابهنـشـین زود دِق کـرد، در کـنـارِ پـدر
آنــقــدر آه و نــالــه ســردادی در کـنـارِ رباب، شام و سحر
که پس از بازگشت، در یثرب خواستی مرگِ خویش، از داور
با غم و درد و غصه دِق کردی رفـتـی از داغ، در بـرِ مــادر
|